ميرزا حسن حسينى فسايى
1321
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و ببايد دانست كه بندر بوشهر از شهرهاى نو و تازهء بلاد فارس است . شيخ ناصر خان ناخداباشى كشتيهاى نادر شاهى در درياى فارس ، پسر شيخ مذكور ابو مهيرى از اعراب برنجد ، طرح شهر بوشهر [ را ] ريخته ، در جانب جنوبى ، حصارى كشيد و سه جانب ديگرش را دريا قرار داد و در سال 1150 و اند آبادى ريشهر را كه شرح آن به اين نزديكى بيايد ، نقل به بندر بوشهر نمود و شرح غارت بندر بوشهر به دست خوانين دشتستان در سال 1246 و هجوم سپاه دولت بهيه انگليس در سال 1254 و در سال 1273 در بندر بوشهر ، در وقايع اين سه سال در گفتار اول اين فارسنامه ناصرى نگاشته گرديد . و بعد از وفات شيخ ناصر خان بانى بندر بوشهر خلف الصدقش شيخ نصر خان بوشهرى بندر بوشهر و مضافات آن و جزيره بحرين را متصرف گرديد و سالها باقى بماند و چنان كه در شرح بحرين نگاشته گرديد ، در سال 1210 طايفه بنى عتبه ، جزيره بحرين را از تصرفش گرفتند و در حدود سال 1215 وفات يافت و او را سه نفر پسر بود : شيخ عبد الرسول خان : بعد از وفات والد ماجدش به حكومت بوشهر و مضافات و ناحيهء اهرم دشتستان برقرار گرديد و در سال 1220 و اند ، معزول گشته ، مدتى در مدرسه حكيم شيراز ، منزوى گرديد و حكومت بوشهر به محمد جعفر خان برادر محمد نبى خان وزير فارسى عنايت شد و بعد از گرفتارى محمد نبى خان ، باز حكومت بوشهر به شيخ عبد الرسول خان شفقت گرديد و چنان كه در گفتار اول نگاشته شد در سال 1240 در وقت مراجعت از شيراز در منزل دانكى خوانين دشتستانى او را كشتند . و بعد از او خلف الصدقش شيخ نصر خان به جاى پدر نشست و گاهى معزول گشته گاهى به حكومت باقى بود و در سال 1270 وفات يافت و حكومت بندر بوشهر از دودمان مشايخ درگذشت . پسر دويم شيخ نصر خان اول است : شيخ حسين بوشهرى ، مادام حيات شيخ عبد الرسول راتق و فاتق امور ديوانى بوشهر بود و از او خلفى باقى نماند . پسر سوم شيخ نصر خان اول است : عالىجاه ، خلاصة الاشباه شيخ عبد اللّه بوشهرى بيشتر اوقات در قصبه كازرون توقف داشت . و شيخ محمد خان و شيخ احمد خان مانند پدر خود در قصبه كازرون توقف دارند و شيخ - محمد خان در مراتب شاعرى « ايزدى » تخلص نمايد و اين چند بيت از او ثبت گرديد : گر با وجود عشقت معدوم شد وجودم * هشيار باش كاخر مست از عدم برآيد از بسكه خوردهام خون در حسرت لبانت * از خاك من پس از مرگ شاخ بقم برآيد در كويت ايزدى را نبود بجز گدائى * تا ز آستين حسنت دست كرم برآيد « 1 » و از اعيان بندر بوشهر سلسله مشايخ آل عصفور است . اصل اين طايفه از قريه درازى بحرين است . و جناب مستطاب ، صفوت محدثين و قدوهء مدرسين ، عارف دقايق صحيحه و حسن ، ناهج مناهج احاديث و سنن ، علامه ممتحن شيخ حسن بوشهرى آل عصفور مادام حيات در بندر بوشهر به نشر احاديث و احكام شرعى مشغول بود و در سال 1260 و اند به رحمت ايزدى پيوست .
--> ( 1 ) . رجوع شود به شعر دشتى و دشستان ، از عبد المجيد زنگوئى ، انتشارات امير كبير ، تهران .